|
دلنوشته های دخترکی تنها
|

میگما دلبرم
مث کرونا که همه این روزا درگیرشدن
من درگیر توام
من به تو مبتلاشدم
اصن میدونی چیه خوبه که قرنطینه مون کردن تو خونه هااا
اینجوری راحت و بی دغدغه میتونم بهت فک کنم
راستشو بخوای زیادی بهت فک میکنم مث جودی ابوت که به بابالنگ درازش فک میکرد
از 《داستان غریبانه این روزهایم》که نگم برات مث انشرلی هی باخودم میگم نکنه اونم...بگذریم
میگما اصن حکایت منو تو شده مث میگ میگ من هی نقشه میکشم تو رو به دستت بیارم دریغ از این که تو هرلحظه از دستم در میری
میگم دلبر من عین اسکار تنهام تو یه بیابون که هیشکی هیشکی نیس میشه تو بیای و همدمم بشی؟
دلبر شدم این روزا عین پاتریک که وقتی باب اسفنجی نبود منتظرش میومند تا بیاد منم منتظرم پس کی میای اخه
اصن دلبر چرا ما پت و مت نباشیم همه دنیا رو خراب کنیم اما عشق بینمون هیچ جوره خراب نشه
دلبر هاچ زنبور عسلو یادته؟!
مث اون از همه راجبت سوال میکنم اما هیشکی خبری ازت نداره
دلبر دقت کردی حکایت ما شده حکایت گلای سوباسا شوتو که میزد چند روز باید منتظر میموندیم تا گل بشه ماهم شاید خیلی طول بکشه اما بالاخره یه روز میرسیم به هدفون دیگه
دلبر من و تو اگه تام و جری ام بشیم هرچقدم بلا سر هم بیاریم بازم طاقت دوری همو نداریم
میدونی دلبر مث تویتی که دور دنیا رو در ۸۰روز چرخید دلم میخواد ۸۰ روز دور تو بگردم
دلبرکاش مث پدرجبتو که خالق پینوکیو بود تو خالق من بودی تا هرروز بی دلیل تورو بپرستم
دلبر دلم به دلت پیوندی نا گسستنی خورده
دلمو از دلت جدانکنیاا